خرید بک لینک
گذشته مثل باغی شعلهور آب از سرم امشبمیان کوره میسوزد چرا سرتاسرم امشبشبیه شاخههای خستهی یک ذهن درگیرمنشسته کفر و ایمان در تمام پیکرم امشبجنوب داغ لبهای تو آنسو، آسمان اینسوخدایا از کدامین عشق باید بگذرم امشب؟به روی سایهی شک و یقین گیسو پریشان کنبزن با خیل مژگانت به سیم آخرم امشبمرا از کوچههای سرد و سر در گم رهایی دهبزن زنجیر سنگینی به پای باورم امشبمرا کافر کن و پیغمبرم شو هر چه بادابادبسوزان با دو چشم شرقیات بال و پرم امشبمیان این همه مرثیهی باران و بیآبینمیدانم چرا زیبای من شاعرترم امشبدوباره آسمان برقی زد و حال مرا پرسیدخدایا از کدامین عشق باید بگذرم امشب؟#زهرا_آرین_نژاد#هوای_تازه#پیام_ولایتکانال تلگرامی انجمن شاعران ستاره قطب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 19:49

خواهد آمد با درنگی ژرفآری خواهد آمدخواهد آمدتا سواران را غبار از دیده برگیردخواهد آمد تا غروب قفل در چنگال پاییزان طلوعی مهربان باشدخواهد آمد تا خمار خستگان را با شراب چشمهایش بشکند، آرام و بی غوغاخواهد آمد تا سکوت سرد سنگستان فرو ریزدخواهد آمدخوب بنگرچنگ در آیینه زنشاید او را دیده باشیاو که با برق نگاهت در تماشا با تو همراه است#رضا_نجاتیان#هوای_تازه#پیام_ولایتکانال تلگرامی انجمن شاعران ستاره قطب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 19:49

در سایههای چشمم هر روز میشوی گمدنبال ردّ پایت هر شب میان مردمپروا نمی کنم من از مرگ عاشقانهتو داسِ روزگاری، من خوشههای گندمدیشب کنار آتش تا صبح گریه کردمدر این میانه، شعرم میسوخت جای هیزم فردا نمی پذیرد چشمان نیمهبازمخواهد که باز گیرد از خندهات ترنمدنیا فدای اشکت امشب بخند، حیف است -خالی شود لبت از گلبوتهی تبسم!#اعظم_خندان#هوای_تازه#پیام_ولایتکانال تلگرامی انجمن شاعران ستاره قطب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: پنجشنبه 19 مرداد 1402 ساعت: 19:49

روبروی آینه ایستادهام اما حوصله ندارم به چشمهایم نگاه کنم.حوصله ندارم به سوالهایش جواب دهم.اصلا حوصلهی بازخواست شدن را ندارم.دلم دستش را به آینه میکوبدنگاهم به آینه میافتدچشمم بازخواست میکند با اخم، با هزاران تشر: «تو عاشق شدهای؟»نگاهم را میدزدم.فایدهای ندارد، دلم دستش را دور گلویم فشار میدهد، هزارباره میپرسد: «عاشق شدهای؟»داس راخنجری تیز را در خیابانی مرده از سکوتگلولهای سرخ را در حمام نشانم میدهدمغزم فریاد میزند: «همهی اینها جزای عاشقی است در سرزمینی که زنانش محکومند به زیستن با جبر زمانه»دلم دستش را از روی گلویم برمیدارد.به چشمهایم نگاه میکنماشکهایم سرازیر میشود برای گلویی بریدهبرای سری چرخان در خیابانبرای سینهای شکافته در حمامبه حکم قاضی که برای همه مردان قاتل رای به «غیرت» صادر میکند.مغزم آرام میگوید: «فهمیدی چه شد؟عشق در این سرزمین مُجازِ مردانی است که استعاره بلدندعشق ممنوعهتر از سیب حوّاستعشق در آسمانِ آبی خاورمیانه جایی برای زنان ندارد.دلت را بتکان بانوجان!دلت را بتکان بانو!»#هوای_تازه#ناهید_زبردستکانال تلگرام انجمن شاعران ستاره قطب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 18:42

شعر شمارهی یک:سرت را روی شانهام میگذاری وآرزوهایت را یکی یکیمرور میکنیمن اما دوست دارمکسی موهایم را شانه کندروپوشم را بپوشدمرا به مدرسه بفرستدآرزوهای بزرگ همیشه دستنیافتنی بودهاند.

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 18:42

در دلِ آینه نگاه تو بود: برق چشمان نابِ قاجاریبا همان یکنگاه فهمیدم در دلم جای ویژهای داری بی تو تکرار میشوم هرشب، شاعری در میانِ بارانها«زخمیِ بیگناهِ دورانها» عاشقِ بیپناهِ تکراری کوچهها غصهی مرا دارند، عشق در ردپای من جاریستبی تو در چشمِ من جهان شب شد، ای فروغِ زمانِ بیداری!با همین چندجمله میخواهم اسم من توی دفترت باشدگرچه تو ماه هستی و هر شب سهم من هست آسمانداری#هوای_تازه#حجت_یدالهی#اقامتگاه_بومگردی_تهمینهکانال انجمن شاعران ستاره قطب

برچسب: نویسنده: محمد محمودی تاريخ: چهارشنبه 11 مرداد 1402 ساعت: 18:42

صفحه بندی